close
تبلیغات در اینترنت
عکس های جالب کتایون ریاحی در کنسرت ابی
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

    دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

  • دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

    دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

  • دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

    دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

  •  متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

    متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

  • متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

    متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

  •  متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

    متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

  • دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

    دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

  •  متن ترانه باید رفت از رستاک

    متن ترانه باید رفت از رستاک

  • متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

    متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

  • متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

    متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
عکس های جالب کتایون ریاحی در کنسرت ابی
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 28 فروردين 1392
  • بازدید : 850 مشاهده

یک سایت ضدانقلابی تصاویری از کنسرت یک خواننده لس آنجلسی منتشر کرد و مدعی شد زنی که در کنار این خواننده کشف حجاب کرده و با لباسی زننده حضور یافته، کتایون ریاحی است.

اردبیل نیوز: یک سایت ضدانقلابی تصاویری از کنسرت ابی منتشر کرد و مدعی شد زنی که در شوی این خواننده لس آنجلسی و کنار او در بالای سن قرار گرفته است کتایون ریاحی بازیگر نقش زلیخا در سریال حضرت یوسف (ع) است.

 

گفتنی است در پی تحول روحی که برای خانم کتایون ریاحی به خاطر قرار گرفتن در نقش زلیخا پدید آمد موجب شد تا برای مدت نامعلومی به دنیای بازیگری پشت پا بزند.

 

در ادامه متن کامل نامه وی برای کناره گیری نامعلوم از دنیای بازیگری را دوباره بازخوانی می کنیم.

 

کتایون ریاحی بازیگر سینما و تئاتر که در آخرین اثر خود در نقش زلیخا در سریال حضرت یوسف (ع) به ایفای نقش پرداخته بود طی یادداشتی از عرصه هنر خداحافظی کرد. آنچه در پی می‌آید متن این یادداشت است.

 

«گاهی اوقات زندگی طوریه که آدم نون امروز را واسه شکم فرداش نمی‌خواد،

اونوقته که رویاهای آدم به تعویق می‌افته.

گاهی اوقات آدم از سرنوشت، ‌رو دست خوبی می‌خوره،‌ که فکر می‌کنه داره تصمیم می‌گیره

اونوقته که آدم ادعاهایی می‌کنه،‌ که تو رو دربایستی انجامش گیر می‌افته.

گاهی اوقات آدم از آرزوهاش جا می‌مونه.

گاهی اوقات آدم می‌خواد بازی کنه، ‌بازیگر می‌شه.

گاهی اوقات داره می‌خنده وقتی تو دلش خونه، گاهی گریه می‌کنه وقتی داره از زور خنده می‌میره.

گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی می‌شه.

گاهی اوقات آدم وقتی زیاد می‌خواد کم می‌یاره، گاهی وقتی کم می‌یاره زیاد می‌خواد.

گاهی اوقات با ترس و لرز بر می‌گرده به پشت سرش نگاه کنه،‌ می‌بینه چه شجاعتی

گاهی اوقات با شجاعت می‌تونه ترساشو نگاه کنه.

گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، ‌زندگی را گم می‌کنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا می‌کنه.

گاهی اوقات آدم برای پیدا کردن یه گنج الکی،‌ گوهر خودشو گم می‌کنه،‌ گاهی هم گوهر حقیقت را پیدا می‌کنه.

 

گویا زمان برآورده شدن آرزوی من و پسرم فرا رسیده و لازم است که زائر سرزمین قصه، راهی شود. اینک که عازم سفرم، سفری به دیگر سوی زندگی،‌ بر خود لازم می‌دانم تا از دوستانم و استادانم که آنقدر به من نزدیک بودند که در من بودند، تشکر کنم؛ پروانه ماهان، زهرا عروس خوب پدر سالار، خانم بس، فاطمه ملاصدرا، فخرالزمان،‌ مهین مشرقی، تارا، ثریا اردلان …. و زلیخای عاشق. گر چه همه این عزیزانم عاشق بودند ولی عشق زلیخا خود یک معجزه بود.

 

این زنان و تنها دوستان نازنینم گاهی تشویقکی شدند و اگر تنبیه نشدند، خدا را شکر، ‌که البته باور نمی‌کنم بازیگر زنی در جهان باشد که شماتت، تحقیر و تنبیه نشود. اما همواره بزرگترین مشوقم مردم بودند با مهر آریائیشان و ایمان به خدا.

 

بسیار بسیار مفتخرم که در تمام طول زندگی بازیگری‌ام، تنها و تنها یک حامی داشتم و به قول جماعت سینمایی آنان که با کمان حلاجی پنبه‌ام را زدند، خواسته یا ناخواسته به دنبال چیزی بودند که سهم من ورای آن بود.

 

در طول بیش از دو دهه هرگز افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فجر را ندیدم. کارت دعوت به دستم نرسید! و خلاصه به قول ولتر: “خدایا مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم می‌دانم چه کنم!”

 

در مقطعی که سینما را جایگاهی شایسته برای خود نمی‌دیدم، تلویزیون پایگاهی شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسیم کنم.

 

و باز به قول حافظ: “کیمیای سعادت رفیق بود رفیق”،‌ رفقایی که همچنان هستند و من قدردانشان و آنان که رفتند خدا به همراهشان. و اما این همه تنهایی، ‌برکت بود برای خلوت انس و این که؛ “یدالله فوق ایدیهم”،‌ که ترجمه سینمایی آن می‌شود: براستی خدا بزرگ ترین کارگردان است .

 

آنچه می‌بایست از جادوی سینما و بازیگری بیاموزم، ‌آموختم تا شاید ره توشه‌ای برای نوشتن باشد و در پی تجلی معجزه عاشقانه زلیخا در زندگی‌ام. ‌اینک برآنم تا با اعجاز کلمات، ‌پیوندی دیگر با شما نه از جنس نقش آفرینی بلکه با آفرینش نقش داشته باشم .

 

اراده امروز من برای نوشتن،‌ گویا مجالی برای بازیگری نخواهد گذاشت،‌ اما باید دید اراده خدا چه تقدیری برایم رقم خواهد زد.

 

باشد که از این آزمون سربلند و دست پر بیرون آیم.»