close
تبلیغات در اینترنت
اعتراف عجیب سلنا گومز در مورد ملاقات با برد پیت! +عکس
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

    دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

  • دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

    دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

  • دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

    دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

  •  متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

    متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

  • متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

    متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

  •  متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

    متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

  • دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

    دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

  •  متن ترانه باید رفت از رستاک

    متن ترانه باید رفت از رستاک

  • متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

    متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

  • متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

    متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
اعتراف عجیب سلنا گومز در مورد ملاقات با برد پیت! +عکس
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 05 خرداد 1392
  • بازدید : 509 مشاهده

ممکن است "سلنا گومز" خودش نیز برای بسیاری از مردم جهان یک ستاره باشد ، به خصوص مدت بساری نامزد جاستین بیبر مشهور بود، اما او هنوز هم وقتی با یک ستاره بزرگتر رو به رو می شود دست و پایش را گم می کند.

ممکن است "سلنا گومز" خودش نیز برای بسیاری از مردم جهان یک ستاره باشد ، به خصوص مدت بساری نامزد جاستین بیبر مشهور بود، اما او هنوز هم وقتی با یک ستاره بزرگتر رو به رو می شود دست و پایش را گم می کند.

این بازیگر و خواننده 20 ساله اعتراف کرد در زمان ملاقات با برد پیت در جوایز ام تی وی کمی خودش را باخته بود.
سلنا در مصاحبه ای با الین دجنرس گفت در زمان اجرای جوایز ام تی وی ، برد پیت بعد از اجرا در پشت صحنه با او ملاقات کرد.
سلنا در این مورد گفت:من در اتاق رختکن بودم و تازه اجرا پایان یافته بود که اطلاع دادند برد پیت می خواهد داخل شود.

برد پیت از من درخواست کرد که می تواند با من عکس بگیرد، و من در جواب به او گفتم این من هستم که باید بگویم می توانم با شما عکس بگیرم.
بسیار سعی کردم خونسردی خود را حفظ کنم و خیلی خوب باشم اما به محض خارج شدن او از اتاق من سریع به زیر میز دویدم و دو دقیقه آنجا ماندم چرا که نمی توانستم باور کنم با او مواجه شده ام.