close
تبلیغات در اینترنت
خانم‌ها در تلويزيون اجازه خوردن خيار يا هويج را هم ندارند!‏
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

    دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

  • دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

    دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

  • دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

    دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

  •  متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

    متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

  • متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

    متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

  •  متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

    متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

  • دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

    دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

  •  متن ترانه باید رفت از رستاک

    متن ترانه باید رفت از رستاک

  • متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

    متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

  • متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

    متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
خانم‌ها در تلويزيون اجازه خوردن خيار يا هويج را هم ندارند!‏
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 فروردين 1393
  • بازدید : 214 مشاهده

آن‌هايي که به يک شوخي در فيلمي واکنش نشان مي‌دهند و فرياد "وا اسلاما" سر مي‌دهند و مي‌گويند بيچاره شديم و اخلاق نابود شد و اين حرف‌ها، يا در جامعه و خيابان نيستند يا اينکه کلا دروغ مي‌گويند. چون مثلا همه مي‌دانيم جوک‌هاي محبوب مردم ما به نوعي جوک‌هاي رکيک است

 

پيمان قاسم‌خاني ثابت کرده که استاد شوخي‌هاي خاص است؛ چه آن‌وقتي که "مارمولک" را نوشت، چه زماني که با "سن‌پترزبورگ" در فيلمنامه‌نويسي و بازيگري درخشيد و چه وقتي که يک فوتباليست مشهور را در مجموعه "پژمان" سوژه کرد و مردم را مدتي پاي داستانش ميخکوب. ‏
حالا قاسم‌خاني در آستانه پنجاه سالگي، سراغ يک سوژه جذاب ديگر رفته است؛ سوژه‌اي که دو سالِ تمام با ادعاي "ملتهب بودن" در راهروهاي وزارت ارشاد سرگردان بود و يک روز بايد اسم مرده‌هايش عوض مي‌شد و روز ديگر جاي زن و مَردش در قبر! ‏

قاسم‌خاني  درباره موضوعات مختلفي از جمله مميزي‌هاي جالب و بعضا طنزگونه فيلم، تفاوت آن با "مارمولک"، مظلوم‌بودن خانم‌ها در "طبقه حساس" و... صحبت کرده که خلاصه‌اي از آن را در زير مي‌خوانيد: ‏

خانم‌ها در تلويزيون اجازه خوردن خيار يا هويج را هم ندارند!‏

 

‏× بحث ساخت فيلمي با نام "قبر دوطبقه" که بعد به "طبقه حساس" تغيير پيدا کرد، دو سالي بود که مطرح مي‌شد. در اين مدت بارها از مديران قبلي موضوع را پيگيري کرديم و آن‌ها هم خط قرمز و نياز فيلمنامه به بازنويسي را دليل صادر نشدن پروانه ساخت اين فيلم عنوان مي‌کردند، چون معتقد بودند کلا موضوع فيلمنامه ملتهب است. چه شد که بالاخره اين فيلم ساخته شد؟ ‏

اول بگويم که اگر از همان روز اول خيلي رُک مي‌گفتند مشکل چيست، يک سال در راهروهاي وزارت ارشاد اين طرف و آن طرف نمي‌رفتيم. اصل ماجرايي هم که با آن مشکل داشتند همين دو جسد خانم و آقاي داستان بود که روي هم دفن شده بودند. ‏
البته مديران قبلي اداره نظارت هم تلاش‌هايي کردند تا با تغيير ديالوگ يا سکانس به نتيجه مطلوب برسند، اما هر چه تغييراتِ مورد نظرشان اعمال مي‌شد باز هم مي‌ديدند مشکل هم‌چنان وجود دارد. حتي آخرين چيزي که از ما خواستند اين بود که اگر جاي دو جسد در آن قبر دو طبقه عوض شود، يعني مرد زير دفن شود و زن در قسمت بالايي، مشکل حل مي‌شود که ديگر کار به آنجا نرسيد. ‏

‏× يعني چه؟! پس از اين همه رفت و آمد براساس چه استدلالي موضوع تغيير جاي جسدها را مطرح کردند؟ ‏

اين همان مفهوم اروتيکي است که دوستان مي‌گفتند اين دو جسد تداعي مي‌کند و در واقع مشکل آن‌ها همان نکته‌اي بود که در ذهن بيمار آقاي کمالي (با بازي رضا عطاران) هم مي‌گذرد. ‏
ببينيد! گويا اين دوستان مقداري با آقاي کمالي ما موافق بودند که نبايد جسد همسرش زير جسد ديگري دفن مي‌شد، هرچند اين کار سهوا انجام شده بود، اما با اين حال و با همه احترامي که براي اين دوستان قائل هستم، مجبور به بيان همان توضيحاتي بوديم که در فيلم به کمالي داده مي‌شد که "بابا اين‌ها جسد‌ند، مرده‌اند..."(خنده). البته اين را هم اضافه کنم که خيلي معتقد نيستم اگر جاي اجساد جابجا مي‌شد مشکل آن‌ها با فيلمنامه حل مي‌شد. ‏

‏× يعني فيلمي که الان روي پرده سينماهاست، نسبت به نسخه اوليه فيلم‌نامه زياد تغيير کرده است؟ ‏

نه، تغييرات کمي دارد، مثلا در سکانسي که مربوط به بازي محمدرضا فروتن مي‌شود، ‌او نقش رئيس دفتر مرجع تقليد آقاي کمالي (با بازي رضا عطاران)‌ را داشت که کمالي براي استفتاء پيش او مي‌رود، اما بعد از گرفتن جواب صحيح و شرعي طوري عصباني مي‌شود که مي‌خواهد مرجع تقليدش را عوض کند! اين يکي از بخش‌هايي بود که گفتند حساسيت‌زاست و آن را تغيير داديم،‌ اما اينکه اتفاق و تغييربزرگي در فيلمنامه رخ داده باشد، پيش نيامد. ‏

‏× پس مي‌شود گفت که انگار کلا اصل موضوع از طرف دوستان درست درک نمي‌شد. ‏

چرا درست درک مي‌شد، ولي اين نگاه در تصميم‌گيري‌شان دخيل بود که ما بالغ هستيم و تماشاگر خيلي نمي‌تواند تصميم درستي بگيرد و گرنه مفهوم فيلم که درباره يک تعصب بيمارگونه حرف مي‌زند کاملا روشن است. در کل دوستان فکر مي‌کردند اين وسط در داستان ما چيزهايي هست که ممکن است خطرناک باشد. ‏

‏× خوب اگر خطرناک باشد چه مي‌شود؟ مثلا مخاطب شعور فهميدن اين خطر را ندارد؟ ‏

اين را بايد از آن‌ها پرسيد، چون سوال ما هم هست. در سينما يا تلويزيون فيلم‌هاي زيادي بودند که چنين بحث‌هايي برايشان مطرح مي‌شد، اما بعد پخش شدند و هيچ اتفاقي نيفتاد و نگاه مردم هم عوض نشد. مسئله اساسي در اين‌باره اين است که ما يک نگاه رسمي داريم که نماينده‌اش همين آدم‌ها و خانواده‌هايي هستند که در فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيون مي‌بينيم؛ يعني آدم‌هايي که خيلي مودب هستند و نشان مي‌دهند همه چيز گل و بلبل است، اما يک بخش ديگري هم هست که مردم عادي‌اند و کيلومترها با آنچه در تلويزيون مي‌بينيم فاصله دارند. ‏
به نظر مي‌رسد آن‌هايي که به يک شوخي در فيلمي واکنش نشان مي‌دهند و فرياد "وا اسلاما" سر مي‌دهند و مي‌گويند بيچاره شديم و اخلاق نابود شد و اين حرف‌ها، يا در جامعه و خيابان نيستند يا اينکه کلا دروغ مي‌گويند. چون مثلا همه مي‌دانيم جوک‌هاي محبوب مردم ما به نوعي جوک‌هاي رکيک است و به همين دليل برخي واکنش‌ها بيشتر رياکارانه است. ‏

‏× البته پيش‌داوري‌ها هم از نويسنده و کارگردان "طبقه حساس" که "مارمولک" را ساخته بودند،‌اين بود که يک "مارمولک 2" در دست توليد داشته باشند که علاوه بر نگاه نقادانه، يک اتفاق نو هم باشد. ولي در نهايت "طبقه حساس" اين‌طور نشد. ‏

بله همين طور است. البته معتقدم‌ آن نگاه نو، دقيقا "طبقه حساس" است نه "مارمولک". "مارمولک" فيلم خوب و بانمکي است، اما در "طبقه حساس" نمي‌خواستيم به اين سمت‌و سو برويم. شايد اينکه مردم از "طبقه حساس" انتظار يک کمدي خيلي خنده‌دار داشته باشند، برآورده نشود، چون اين فيلم يک کمدي سياه است و مهم‌ترين نکته آن براي من تغيير لحن فيلم بود که از يک کمدي به يک فيلم جنون‌آميز، ديوانه و سياه مي‌چرخد. ‏
در "طبقه حساس" شخصيت اصلي فيلم سالم نيست و به تبع آن فيلم ديوانه‌وار و جدي‌ جلو مي‌رود. بنابراين اگر با اين ديد به سينما برويم که يک فيلم سراسر کمدي با بازي رضا عطاران تماشا کنيم، انتظارمان برآورده نمي‌شود. ‏

‏× برخي تابو‌ها يا خط قرمزها در سينما سليقه‌اي هستند. چقدر تابوشکني يا رفتن به سمت خط قرمزهاي سليقه‌اي،دغدغه شماست؟ چون خيلي‌ها مي‌ترسند حتي به خط قرمزها نزديک شوند، در صورتي که مي‌شود به راحتي روي آن‌ها راه رفت و به نظر مي‌رسد شما و کمال تبريزي خيلي خوب بلديد روي اين خط قرمزها راه برويد به طوري که نلغزيد و موجب اعتراضات خاص هم نشويد. ‏

درست است اما هرچه‌قدر هم در راه رفتن روي خط قرمزها مهارت داشته باشيد، چون حدود اين خطوط تعريف مشخصي ندارند، مي‌توانيد به راحتي پايين بيفتيد، مثل "مارمولک" که توقيف شد. ‏
اما اينکه مي‌گوييد تابوشکني يا حرکت روي خط قرمز‌هاي سليقه‌اي چقدر دغدغه‌ماست، بايد بگويم براي اينکه دنبال موضوعات تابو باشيم، نيت خاصي نيست. اين‌ موضوعات چيزهايي هستند که در اطراف‌مان مي‌بينيم و فکر مي‌کنيم بايد درباره آن‌ها حرف زده شود. حال ممکن است خط قرمز باشد يا نباشد. به هر حال جامعه‌ ما نياز دارد که دوباره به خودش و ارزش‌هايش نگاه کند، چون گرفتاري‌هاي زيادي داريم که بايد درباره‌شان صحبت کنيم. ‏

‏× به نظرم در متن‌هايي که مي‌نويسيد خانم‌ها کمتر ديده مي‌شوند و خيلي پررنگ نيستند. کلا فکر کنم نگاه‌تان مردسالارانه است! ‏

نه به خاطر مردسالاري نيست. همان‌طور که خانم ميلاني دوست دارد درباره زن‌ها فيلم بسازد چون خودش زن است، براي من هم راحت‌تر است که براي مردها بنويسم، چون آن‌ها را بهتر مي‌شناسم. ضمن اينکه کمدي نوشتن براي آقايان راحت‌تر است. ‏

‏× چرا؟ ‏
بالاخره براي خانم‌ها مشکلات مميزي وجود دارد و آن‌قدر که مردها را مي‌توان جلف کرد،نمي‌شود با خانم‌ها شوخي کرد! شوخي نوشتن براي زن‌ها خيلي راحت نيست، مخصوصا وقتي بدانيم در تلويزيون خانم‌ها حتي اجازه خوردن خيار يا هويج را هم ندارند! ‏