close
تبلیغات در اینترنت
داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

    دانلود آهنگ جدید سحر به نام دو نفره

  • دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

    دانلود آهنگ جدید اپیکور به نام بیا وسط

  • دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

    دانلود آلبوم جدید ابی به نام لاله زار

  •  متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

    متن ترانه بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره

  • متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

    متن ترانه مهراد جم به نام شیک پیک

  •  متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

    متن ترانه شبی که ماه کامل شد از محسن چاوشی

  • دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

    دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام عشق ممنوع

  •  متن ترانه باید رفت از رستاک

    متن ترانه باید رفت از رستاک

  • متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

    متن آهنگ جدید شهاب تیام به نام ماجرا

  • متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

    متن آهنگ جدید معین به نام با من بمون

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!
  • تاریخ ارسال : جمعه 29 فروردين 1393
  • بازدید : 155 مشاهده

دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!

دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد.

زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!

باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید!